وصیت‌نامه حضرت علی(ع) نماد سلطانی که فقیرترین در دیار خودش بود

کاش میتونستم بین بعضی چیزا فرق بذاریم بین خوب و بین کسانی که تظاهر به خوب بودن میکنن و خودشان را میچسبانند.شاید باید کمی منصف باشیم و کمی در مورد بعضی مسایل فکر کنیم و همان اول قضاوت نکنیم

پسرم حسن! تو و همه فرزندان و خاندانم و هر کس را که این نامه به او می رسد، به امور زیر سفارش می کنم:

- هرگز تقوای الهی را از یاد نبرید و کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا، متحد باشید و از هم جدا نشوید. همانا از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود: "اصلاح میان مردم، از نماز و روزه دائم، افضل است و چیزی که دین را نابود می کند، فساد و اختلاف است."

- نزدیکان و خویشاوندان را از یاد نبرید. صله رحم کنید که صله رحم، حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.

- مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند .

- با همسایگان خوش رفتاری کنید؛ پیامبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم برای همسایگان از همسایه خود، ارث قرار می دهد.

- مبادا دیگران در عمل کردن به قرآن بر شما پیشی گیرند.

- توجه شایسته به نماز؛ چرا که نماز، ستون دین شماست.

-  رمضان؛ که روزه آن ماه، سپری است برای آتش جهنم.

- جهاد در راه خدا؛ از مال و جان خود در این راه، کوتاهی نکنید.

- زکات مال آتش خشم الهی را خاموش می کند.

- درباره امت پیامبران مبادا مورد ستم قرار گیرند.!

- درباره صحابیان پیامبرتان؛ زیرا رسؤل خدا درباره آنان سفارش کرده است.

- فقرا و تهیدستان را در زندگی خود شریک کنید.

- بردگان و کنیزان، آخرین سفارش پیامبر درباره آنها بود.

- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید، همان طوری که قرآن دستور داده است و به ملامت مردم، ترتیب اثر ندهید.

- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. نتیجه ترک آن، این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد. آن گاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.

- بر شما باد هنگام معاشرت، فروتنی و بخشش و نیکویی درباره یکدیگر! از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به صورت گروهی انجام دهید و از همکاری در گناهان و اموری که موجب کدورت و دشمنی می شود، بپرهیزید .

- از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است .

خداوند، نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیامبرش را در حق شما حفظ فرماید. اکنون با شما وداع می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و سلام و رحمتش را برای شما می خوانم.

4

من شاعر نيستم پس به من خرده مگيريد که من خرده فروشم
در دلم عشق فراوان به بشر بود
ولي اکنون
من همان خرده فروشم
در دلم  التماس وجود فرشتگان
ولي در وجود بوسه شياطين
سرگشتگي ام مرا خواهد کشت
ولي من به کدامين داغ تبعيد شده ديار مردگانم

3

در نمازم شور غصه هايم بي امان است
در نگاهم غم تنهايي زياد
در دلم ام ترس است
در وجودم اتش خشم است
از کي؟
از خود از ديگري
شايد از خود
شايد از خدا
شايد ديگه ولم کرده
نااميدم اما نع بي دليل

2

در تمام لحظه هايم غم و تنهايي است
در گوشه دلم جاي خيلي ها خالي است
در کنارم غم نشت با من سخن گفت
گفت
گفت چرا من را نميخواهي منم
همان تقدير تو خالي

1

دفتر شعرم خيالي است
غم ام جاري است
دلم ام باقي است
و اشکم جاري

قطعه ایکس

وقتی این قطعه رو میخونم اححساس گرما و شادی میکنم

((یک شاخه رز.یک شعر .یک لیوان چایی/انقدر اینجا مینشینم تا بیایی/از بس که بعدالظهر ها فکر تو بودم/حالا شدم یک مرد مالیخولیایی/بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد/رنگ روپوش بچه های ابتدایی/یک روز من را میکشی با چشم هایت/دنیا پر است از این رمان های جنایی/ای کاش میشد اخرش مال تو بودم/مثل تمام فیلم های سینمایی/امسال هم تجدید چشمان تو هستم/می بینمت در امنتحانات نهایی/می بینمت! اما نه مدت هاست مانده است/یک شاخه رز.یک شعر.یک لیوان چایی))

شاعر این قطعه رو نمیشناسم که بخوام نامش رو بنویسم